|
عاشقا نه ها
|
||
|
من رام توام ، رام توام ، رام توام |

سوختم![]()

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
سوختم ، خاکسترم آتش گرفت

چشم واکردم، سکوتم آب شد
چشم بستم ، بسترم آتش گرفت

در زدم ، کس این قفس را وا نکرد
پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید
آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان
دستهایم ، دفترم آتش گرفت


دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم![]()
وای امروز روز رحلت امام خیلی دلم گرفته چقدر دوست داشتم الان حرمش
بودم خدایا واقعا ۱۷ سال ؟چه فکر هایی می کریم ان روزها ٬ فکر می کردیم
که دیگه زنده نمی مونیم. فقط به این امید زندگی می کردیم و تحمل می
کردیم رفتنش که هر آن منتظر بودیم خدا دعای ما رو اجابت کنه و ما هم بریم
پیشش اصلا فکر نمی کردیم بشه که بدون ان بمونیم . و زندگی کنیم .
رفتی که باز گردی
و
تا ما خبر شدیم
ای پیشتاز قافله
بی همسفر شدیم
ای دوست ای عزیز
رهایی مبارکت
از تن و جان خسته
جدایی مبارکت
اماما
ما را٬ نه این گمان بود که بعد از تو بمانیم![]()
اما تو رفتی و زمین ماند و ما نیز هم![]()
در بند زمین
کاش روزی سر کوی توام منزل بود ![]()

به یاد تک ستاره ی آسمان دلم![]()
شب است و سکوت است و ماه است و من
فغان غم و اشک و آه است من
شب و خلوت و بغض نشکفته ام
شب و مثنویهای نا گفته ام
شب و نا له های نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
بگو یو سف خفته در چاه کو ؟
فروغ دل انگیز آن ماه کو ؟
اجل ٬ اجل ٬ کاش می مردی از این ستم
فلک بشکند پشتت از بار غم
برخ برقع غم کش ای آفتاب
به جسم نحیفش سبکتر بتاب
الا لاله های گلستان عشق
شهیدان خفته به بستان عشق
کنون صف بصف چون ملائک شوید
بدیدار فرزند زهرا رو ید
یاد باد آن روزگاران یاد باد !![]()
این روزهای یاد آور خاطره ی تلخترین حادثه ی زندگی من و خیلی از مردم ایران . چه روزهایی بود هنوز وقتی یادش می افتم
بغضم می گیره ٬ چقدر دردنا ک بود از دست دادن امام ٬ من هنوز هم داغدارشم هنوز هم نمی تونم باور کنم رفتنش رو و
هنوز خیلی مواقع پیش میاد وقتی بهش فکر می کنم دلم می گیره خیلی موقع ها دلتنگش میشم واقعا می گم گاهی
وقتها آرزو می کنم کاش می شد یکبار دیگه ان چهر ه ی ماهش تو ی تلویزیون می دیدم ٬ با یک سخنرانی جدید . وای
وای ...کاش میشد دوباره دیدش کاش میشد ان روزها دوباره بر می گشت باورم نمیشه ۱۷ سال که رفته ٬ تمام دلم پیش جماران
و پیش حرمش ٬ کاش می تونستم یه سری می رفتم حرمش حیف که نمیشه . بقول شاعر:
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز![]()
چه کنم سعی من و دل چه بی حاصل بود![]()
دست دل![]()
باز دادم دست دل بر دلبری خونخواره ای![]()
دلکشی زیبا رخی شکر لبی مه پاره ای![]()
ارغوان رویی سمن بویی بنفشه گیسویی![]()
مه جبینی زهره طبعی مشتری رخساره ای![]()
دل ببست و جان بخست و دین ببرد و تن بکاست![]()
ای مسلمانان مرا با او که سازد چاره ای![]()
دارد از عنبر کشیده بر قمر زنجیره ای![]()
دارد از سنبل فکنده بر سمن جراره ای![]()
نیست در عالم زمن غمناک تر دلداده ای![]()
نیست در گیتی از او نا پاک تر خونخواره ای![]()
چون برون آید ز خانه با رخ آراسته![]()
هر کجا گامی نهد آنجا بود نظاره ای![]()
نیست با رنگ لب او در جهان بیجاده ای![]()
نیست چون نور رخ او بر فلک سیاره ای![]()
خواجوی کرمانی![]()
![]()
سوز دل ![]()
سینه تنگش پیش ماست،
لبریز دردش پیش ماست،
همسفر آتش کجاست؟ همسفر آتش کجاست؟
سفره ی دل خالی و بی روزی است 
سینه ام محتاج آتش سوزی است؛
نازنین تو همرهی با راز داران می کنی،
آتشی را زیر خاکستر تو پنهان می کنی
من که خود در معبد دلدادگان آیینه ام
تل خاکستر نمی خواهم درون سینه ام

خیلی حالم بد الان که دارم این مطلب مینویسم بد جوری بغضم گرفته
دلم بد جوری آشوب شده . پسرم صبح که از خواب بیدار شد تا بحال سابقه
نداشت بگه خواب دیدم یا بتونه که خوابش رو تعریف کنه . چشمهاش که باز
کرد گفت خیلی خوشحالم پرسیدم چرا ؟ گفت امشب خواب خدا رو دیدم خدا
امد پیشم خوابید و ازم پرسید که کی رو خیلی دوست داری ؟ گفتم تو
رو ...وای خدایا میشه بخواب منم بیای میشه خودت بمن هم نشون بدی ؟
میشه ... خدایا خیلی دلم برات تنگ شده خدایا بخدا خیلی دوست دارم .
چکار کنم ؟ با اینهمه غفلت ؟ چکار کنم ؟ خدایا راهم گم کردم ! خدایا گمراه
شدم ! خدایا زندگیم شده فقط خور و خواب خدایا من دیگه هیچی نیستم
خدایا کمکم کن خدایا من گم شدم پیدام کن خدایا من راهم گم کردم ولی تو
رو هرگز ! خدایا خودت نشونم بده راهم پیدا کن من نجات بده پیدام کن من
بحال خودم نگذار خدایا خودت می دونی ار این وضعیت راضی نیستم من
آدمی نیستم که به حد اقل قانع باشم خدایا من از تو ان ٬حد اقل رو هم
ندارم خدایا کجایی ؟
دلم داره پر می زنه برات .من دریاب یا غیاث المستغیثین

از پسر ۷ ساله ام خواستم خودش به زبان خودش و با خط خودش توی
دفترم خوابش بنویس که یادگاری بمونه نوشته اش رو اینجا می نویسم
خالی از لطف نیست شما هم بخونید .
من دیشب خواب دیدم که پیش خدا هستم و خدا ازم پرسید تو چه جایی رو
دوست داری ؟ من گفتم بهشت . خدا بمن گفت : افرین پسرم خدا به من
گفت : تو روح من هستی. من بخدا گفتم من خیلی خیلی تو رو دوست دارم
و تو رو شکر می کنم. خدای من خیلی خیلی خیلی قشنگ بوداین هم
عکس خدا الان نشونتون میدم .
عکس خدا رو هم کشیده حیف که نمی تونم بگذارمش اینجا .

|
|