|
عاشقا نه ها
|
||
|
من رام توام ، رام توام ، رام توام |
![]()
![]()
![]()
هی پیش می روم هدفم ساحل است نیست
هی جار می زنم که خدا عادل است نیست
آخر به من چه آدم اگر اشتباه کرد
در چشمهای آبی حوا نگاه کرد
حوا ویار داشت دلش در هوای سیب
آدم تمام زندگی اش شد فدای سیب
در این میان گناه من بی نشانه چیست؟
تصمیم ناخدای جهان عادلانه نیست
کم کم به مرز کفر تو نزدیک می شوم
اصلا درست مثل تو لائیک می شوم
با این حساب مرد تو آواره می شود
این سیم آخر است نگو پاره می شود
دوست خوبم تورج
گفتي كه: مي بوسم تو را، گفتم تمنا مي كنم
گفتي كه: گر بيند كسي؟ گفتم كه: حاشا مي كنم
گفتي: ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيد ز در؟
گفتم كه: با افسونگري او را ز سر وا مي كنم
گفتي كه: تلخي هاي من، گر ناگوار افتد ترا؟
گفتم كه: با نوش لبم، آنرا گوارا مي كنم
گفتي: چه مي بيني بگو، در چشم چون آئينه ام؟
گفتم كه: من خود را در او، عريان تماشا مي كنم
گفتي كه: از بي طاقتي، دل قصد يغما مي كند
گفتم كه: با يغماگران، باري مدارا مي كنم
گفتي كه: پيوند تو را، با نقد هستي مي خرم
گفتم كه: ارزان تر از اين، من با تو سودا مي كنم
گفتي: اگر از كوي خود، تو را گويم برو؟
گفتم كه: صد سال دگر، امروز و فردا مي كنم
گفتي: اگر از پاي خود، زنجير عشقت وا كنم
گفتم: ز تو ديوانه تر، داني كه پيدا مي كنم
سیمین بهبهانی
اینم یه کلیپ قشنگ
http://clips.zendehrood.com/ShowClip.aspx?ClipID=1213


صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو
![]()
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
![]()
ای پرنده به کجا ؟ بار دگر صبر بکن
![]()
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
![]()
هستیم حسرت لبخند تو را می بارد
![]()
صبر کن عشق نمک گیر شود بعد برو
![]()
تو ا گر کوچ کنی بغض گلو می شکند
![]()
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
این کلیپ هم خیلی قشنگ
http://clips.zendehrood.com/ShowClip.aspx?ClipID=1211

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمر که دربدرم
خدایا چرا آدمها نمی فهمن ؟ خدایا چرا م
ا آدمها نمی فهمیم ؟
خدایا چرا ما نمی تونیم همدیگر درک کنیم ؟
چرا انقدر از هم فاصله داریم ؟
خدایا ! من چی می خوام ؟ راستی من چی
میخوام تو زندگیم ؟
چه توقعی از آدمهای زندگیم داره ؟ خدایا من
خیلی پر تو قع هستم
؟ یا این آدمها من نمی بینند ؟ یا این آدمها
گوش شنوا ندارن ؟
خدایا اینهمه خود بزرگ بینی اینهمه خو
د خواهی !! وای خدایا تو چی آفریدی ؟
یعنی تو دنیای به این یزرگی توی اینهمه
آدم یه گوش شنوا پیدا نمیشه ؟
یه آدم که بتونه یکی دیگه رو بفهمه نیست
. این تنهایی ها تا کی ؟
تا آخر عمر ؟ تا پایان این زندگی ؟ انجا چی
؟ انجا چه خبر ؟
ای ای خدایا راستی ... ولش کن .


بی صدا 



آمد اما بي صدا خنديد و رفت
لحظه اي در کلبه ام تابيد و رفت
آمد از خاک زمين اما چه زود

دامن از خاک زمين برچيد و رفت

ديده از چشمان من پنهان نمود

از نگاهم رازها فهميد و رفت

گفتم اينجا روزني از عشق نيست
پيکرش از حرف من لرزيد و رفت

گفتم از چشمت بيفشان قطره اي

ناگهان چون چشمه اي جوشيد و رفت

گفتمش من را مبر از خاطرت

خاطراتش را به من بخشيد و رفت



|
|