تبليغاتX
عاشقا نه ها
 
عاشقا نه ها
 
 
من رام توام ، رام توام ، رام توام
 

 طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش 

 ** آنقدر بوسیدمش تا خسته شد  **

 ** خسته از بوسیدن پیوسته شد  **

 ** خواست تا لب بر شکوه وا کند  **

 ** لب نهادم بر لبش تا بسته شد  ** 

 

** مکن حجاب وجودت لباس دیبا را **

** که نیست حاجت دیبا وجود زیبا را **

** تو را برهنه در آ غوش باید آوردن **

** گرفتی از همه عضوت مراد اعضا را **

** ز پای تا بسرت می مکم چو نیشکر **

** به دستم ار سپارند آن سر و پا را **

** هنور اهل صفا پرده در میا ن دارند **

** بیار ساقی مجلس می مصفا ر ا **

** زگریه ی سحری گرد دیده پاک بشوی **

** که در قدح نگری خنده های صهبا را **

** شبانه جام جهان بین ز دست ساقی گیر **

** که  آشکارا  ببینی  نهان  فردا  را **

** چه شعله بود که سر زد زخیمه ی لیلی **

** که سوخت خرمن مجنون دشت پیما را **

** کمال حسن وی از چشم من تماشا کن **

** ببین ز دیده ی وامق جمال عذرا **

** دلش هنوز نیامد به پرسش دل من **

** مگر به دلها نشیند راه دلها ر ا **

** سحر فرشته ی فرخ سرشته ای دیدم **

** که می نوشت به زر این سه بیت غرا را **

** ستوده پرده نیشینی که فر معجز او **

** شکسته اختر پرویز و تاج دارا را **

** خجسته کوکب بختش به آسمان می گفت **

** که من خریده ام خورشید عالم آرا را **

** فروغی آن مه تابنده سوی خویشتنم **

** چنان کشید که رخشنده مهر حربا را **

  

** عشق مرا بر همگان بر گزید **

** آمد مستانه رخم را گزید **

** شکر کز آن کان زر جعفری **

** روی مرا نادره گازی رسید **

** باد تکبر اگرم در سر است **

** هم ز دم اوست که در من دمید **

** کرد مرا خشم مه و بر رخم **

** گنبد نیلی سره نیلی کشید **

** باده فراوان و یکی جام نی **

** بوسه پیاپی شد و لب و نا پدید **

** ای شب کفر از مه نوروز دین **

** گشته یزید از دم تو بایزید ** 

 

پاورقی : بس که ديوار دلم کوتاه است ..........

هر که از کوچه ي تنهايي من مي گذرد!!!!!!!!

 به هواي هوسي هم که شده!! سرکي مي کشد و مي گذرد ......  

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 8:32  توسط حمیده  | 

 

 

چون تو را صید و شکارم ٬ چه کنم تیر و کمان را

  

نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بوَد
بيا که نامه اعمال خود سياه کنيم

بيا به نيم نگاهی و خنده ای و لبی
تمام آخرت خويش را تباه کنيم

 به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهيم
و بار کوه غم از شور عشق کاه کنيم

و زنده زنده در آغوش هم کباب شويم
و خنده، ... به فرهنگ مرده خواه کنيم

نگاه، نقطه آغاز عاشقی است، بيا
که شايد از سر اين نقطه عزم راه کنيم

اگر به خاطر هم عاشقانه بر خیزیم
نمی رسيم به جايی که اشتباه کنيم

برای سرخوشی لحظه هات هم که شده
بيا، گناه ندارد به هم نگاه کنيم

"مسیح"

    

نمی دانم به راستی نمی دانم از

که باید نوشت و از چه باید نوشت ؟ ....از

نگاههای منتظرم... دل بیقرارم... لبهای

خاموشم ... از دل تنگم... از روح طوفانی و

نا آرامم ... از دلم که بهانه ی تو را می گیرد٬ 

 چه می گویم بی بهانه می گیرد و هوار

 می شود روی سینه ام. از تو که می دانم

چقدر نا آرامی... چه عجیب است این بازی

روز گار بی آنکه بخواهیم عشق را میهمان

دلهامان می کنیم غافل از اینکه این مهمان

نا خوانده رسم ادب نمی داند مشتاق می کند

 و بی تاب ٬ می سوزاند ٬ و به تماشا می نشیند ....

هیهات که هیچگاه خیال رفتن ندارد و

میزبان را پاس نمی دارد ... دوست من !

عجب حکایتی است حکایت من و تو ...

می دانیم که نباید باشیم و لی هستیم ٬

می خواهیم که نباشیم ولی  مانده ایم . 

می خواهیم که برویم ولی پای رفتنمان نیست .

 می خواهیم بمانیم و لی قرار ماندنمان نیست .

...راستی چه کنیم ؟ عجب حکایتی است

قصه ی من و تو ... نگاه هامان در طلب

یکدیگر است در حالیکه هر کدام افسون

دیگری شده ایم ...

چه کنم من ؟ چه کنم من ؟ که چنین وسوسه مندم

گه از این سوی کشندم گه از آن سوی کشندم

 

بت من به طعنه گويد٬چه ميان ره فتادی ؟

صنما چرا نيفتم٬ ز چنان مي اي که دادي

صنما ز چشم مستت که شرابدار عشق است

 بدهي مي و قدح ني٬چه عظيم اوستادي
 

کرم تو است اين هم که شراب برد عقلم

 که اگر به عقل بودي ٬ بشکافتي ز شادي
 

به دو چشم شوخ مستت که طرب بزاد از وي

 که تو روح اوليني وز هيچ کس نزادي

 

پاورقی :یه حس بدی دارم ...راستی چرا ما آدمها از هم انقدر می ترسیم و پرهیز می کنیم چرا مجبوریم از هم فاصله بگیریم ؟ چرا نمی تونیم بهم اعتماد کنیم ؟ اصلا چرا از هم انقدر دوریم؟ دلم یه نفر رو می خواد که بشه همه جوره در همه ی ابعاد ٬ تمام وجود و زندگیم رو بهش بسپرم..... واقعا چنین کسی دورو برم هست؟ میشه که باشه؟ پناه بر خدا... بگذریم.... آی ی ی ی غریبه با توام کجایی ؟؟؟؟؟ هنوز هم باید منتظرت بمونم ؟؟؟ اصلا تو هستی ؟؟ یا من دچار توهم شدم؟ اصلا باید منتظربمونم ؟؟ تو چی می گی ؟ بمونم یا نه ؟ اصلا تو هم دنبال کسی می گردی که ...؟؟

 

bia2banist 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/10ساعت 18:28  توسط حمیده  | 
 
  بالا